تبلیغات
کانون فرهنگی وهنری مسجدقائم آل محمد(عج) - 8 شهریور سالروز شهادت علی اكبر شیرودی
جدیدترین مطالب

8 شهریور سالروز شهادت علی اكبر شیرودی




شهید شیرودی در کنار هیلکوپتر جنگی اش ایستاده بود و خبرنگاران هر کدام به نوبت از او سوال می‌کردند.

خبرنگار ژاپنی پرسید: شما تا چه هنگام حاضرید بجنگید؟ شیرودی خندید. سرش را بالا گرفت و گفت: ما برای خاک نمی جنگیم ما برای اسلام می جنگیم. تا هر زمان که اسلام در خطر باشد این را گفت و به راه افتاد. خبرنگاران حیران ایستادند. شیرودی آستینهایش را بالا زد . چند نفر به زبانهای مختلف از هم پرسیدند: کجا؟ خلبان شیرودی کجا می‌رود؟ هنوز مصاحبه تمام نشده شیرودی همانطور که می رفت برگشت. لبخندی زد و بلند گفت: نماز! صدای اذان می آید وقت نماز است.




 نام و نام خانوادگی:علی اكبر قربان شیرودی
تاریخ تولد:1334
نام پدر :محمدعلی
تاریخ شهادت : 08/اردیبهشت/1360
محل تولد :مازندران/حومه تنكابن/بالاشیرود
محل شهادت :سیه قره بلاغ دشت ذهاب (اطراف تنگه حاجیان)



درباره شهید

در دی ماه سال 1334 در قریه «بالا شیرود» واقع در حومه تنكابن نوزادی متولد شد كه او را علی اكبر نامیدند. او كودكی را در زیر سایه پرمهر و زحمتكش پدر كشاورز خویش گذراند و علوم و قرآن را از او آموخت. علی‌اكبر تا سال سوم دبیرستان در مدرسه روستای مجاور تحصیل نمود و سپس عازم تهران شد. شیرودی با اتمام تحصیلات متوسطه در سال 1351 وارد ارتش شد و پس از طی دوره مقدماتی خلبانی و دوره خلبانی هلی‌كوپتر كبرا با درجه «ستوانیاری» فارغ‌التحصیل گشت. در رژیم منحوس پهلوی صبر و انتظار پیشه كرد. زمانیكه راهپیمائی مردم در خیابان‌ها شروع شد وی از اولین ارتشیانی بود كه به صفوف مردم پیوست و به فرمان امام پادگان را ترك كرد و اقدام به تشكیل گروه چریكی نمود. علی‌اكبر در تشكیل كمیته استقبال از امام در كرمانشاه نقش مهمی را ایفا نمود و سرپرست گروه گشت و حفاظت شهر كرمانشاه را بر عهده گرفت. شیرودی پس ازا نقلاب از بنیان‌گزاران كمیته در كرمانشاه بود و همكاری بسیاری با سپاه پاسداران داشت و با شروع جنگ تحمیلی ساعتی از جبهه فاصله نگرفت 40 بار سانحه دید و 300 بار هلی‌كوپترش مورد اصابت گلوله قرار گرفت او با دارابودن بالاترین ساعت پرواز جنگی در جهان ارتفاعات غرب را جولانگاه خویش قرار داد و سرسختانه می‌جنگید. ستاره درخشان غرب در هشتم اردیبهشت سال 1360 در قره بلاغ دشت ذهاب پس از انهدام چند تانك هلی كوپترش از پشت مورد اصابت گلوله قرار گرفت و پس از 27 ماه مبارزه عاشقانه به شهادت رسید و دریای مواج انقلاب را با خون خویش متلاطم ساخت. شیرودی دو فرزند به نام‌های ابوذر و عادله از خود به یادگار نهاد.

چند خاطره

ارتش چرا؟

اواسط سال تحصیلی 1351 بود اكبر حاضر بود با درآمد ناچیز زندگی كند ولی از فعالیت‌های سیاسی مذهبی خود در تهران دور نشود. تقریباً تمام تلاش هایش بی‌نتیجه ماند. عده‌ای به او پیشنهاد می كردند كه وارد ارتش شود. اما او با خود می‌اندیشید. كدام ارتش؟ ارتشی كه آمریكا آن را تشكیل داده و ضامن حكومت طاغوت است. این سؤال و صدها سؤال دیگر ذهن علی‌اكبر را به خود مشغول ساخته بود. كه ناگهان جرقه‌ای در فكرش آرامش را برای او به ارمغان آورد. او می‌توانست به مانند موسی مدتی را در دستگاه فرعون بگذراند و سپس در خدمت انقلاب باشد. هنوز مردد بود اما امید به آینده شیرودی را در ادامه راه مصمم نمود. با چنین تحلیلی وارد ارتش شد و پس از گذراندن دوره مقدماتی خلبانی به پادگاه هوانیروز اصفهان منتقل شد تا خلبانی كارآمد و لایق باشد. در دوران آموزش با مسایل خرید اسلحه جنگی از خارج كشور بیشتر آشنا گشت. اطلاعات لازم را در اختیار افراد مطمئن و روحانیون قرار داد و از توسل به ائمه زیارت امامزاده‌ها و مطالعه كتب مذهبی غافل نشد. تا اینكه جرقه انقلاب بر دامن حكومت پهلوی افتاد و خلبان علی‌اكبر شیرودی عاشقانه در راه دفاع از اسلام حماسه‌ها آفرید.

عقاب تیزبین

روزی هنگام تعقیب ضد انقلاب اتومبیل بلیزری را كه در زیر درخت قطوری استتار شده بود شناسایی و تصمیم به انهدام آن گرفت. درجه و سرعت راكت را تنظیم كرد دستور شلیك راكت را سروان سهیلیان دستیار شهید شیرودی داد. اما ناگهان علی‌اكبر فرمان هلی‌كوپتر را گرفت و جهت پرواز را تغییر داد. پس از اینكه هلی كوپتر را به محل امنی هدایت نمود با دوربین مخصوص به سروان سهیلیان كه از این كار او متعجب شده بود. كودك معصومی را نشان داد كه در نزدیكی اتومبیل اشرار مشغول بازی بود. شیرودی دوباره پروازكرد و مسیر را چنان تغییر داد كه ابتدا كودك از باد علی كوپتر ترسیده و فرار كند تا آنان بتوانند برای انهدام اتومبیل اقدام نمایند. او زمانیكه مطمئن شد خطری متوجه كودك نیست راكت را شلیك كرد.



تنبیه متجاوز

از سر پل ذهاب اخبار نگران‌كننده‌ای به گوش می‌رسید كه حاكی از پیشرفت عراقی‌ها به سوی این منطقه بود. حدوداً سه لشگر از نیروهای عراقی در حال حركت به سمت سرپل ذهاب بودند تانك‌ها پشت سر هم و به سرعت پیشروی می‌كردند. در پادگان ابوذر مستقر بودیم كه دستور عقب‌نشینی دادند. شیرودی كه از این دستور عصبانی بود گفت :«دشمن در سراسر مرزهای ما در حال پیشرفت است. هركجا كه او پیشروی كرد ما باید عقب نشینی كنیم؟ نظر من این است كه بمانیم و تا جائی كه امكان دارد مقاومت كنیم و مانع از پیشرفت آنها بشویم. بقیه هم موافقت نمودند. مهمات‌گیری هلی‌كوپترهای آغاز شد و ما بدون معطلی به طرف عراقی‌ها پرواز كردیم. آتش خشم و نفرت بچه‌های خلبان در موشك‌های تاو و رگبار توپ‌های هلی‌كوپترهای كبرا بر سر مهاجمان می‌ریخت. تانك‌ها دور خودشان می چرخیدند و با هم تصادف می‌كردند. غافلگیر شدند و بی هدف شلیك می‌كردند. سه روز نبرد شجاعانه خلبان شیرودی و دو خلبان دیگر و خدمه منجر به انهدام 15 تانك و به هلاكت رسیدن صدها نفر شد و متجاوز را كیلومترها به عقب راند.

حدیث دلدادگی

در شب هشتم اردیبهشت ماه سال 1360 به خلبان شیرودی خبر دادند كه تانك‌های عراقی به سمت قره بلاغ دشت ذهاب در حركتند. او كه جنگیدن را تكلیف شرعی خود می‌دانست. شب را به راز و نیاز پرداخت. پس از اقامه نماز صبح لباس رزم پوشید و آخرین تعلقاتش را بر زمین نهاد و با هلی كوپتر به مصاف با دشمن شتافت و پس از انهدام چندین تانك دشمن هلی‌كوپتر وی مورد اصابت قرار گرفت و روح پرفتوحش ندای ارجعی پرودرگارش را لبیك گفت سینه پاكش كه صفحه رنگین تاریخ انقلاب بود خونین شد و او عاشقانه در خون غلطید. امام عاشقان خمینی كبیر (ره) پس از شنیدن خبر شهادت سردار رشید اسلام علی‌اكبر شیرودی به فكر فرو رفت و به جای آنكه برای او طلب آمرزش كند گفت :« شیرودی آمرزیده شده است».

منبع: كتاب پرواز به عرش اعلی

سخن شهید

وقتی كه برای در هم كوبیدن مواضع دشمن پرواز می‌كنم حالتی دارم كه یك نفر عاشق به طرف معشوق خود می رود. هرلحظه كه می گذرد فكر می كنم به معشوق نزدكتر می‌شوم. وقتی در حال برگشتن هستم هرچند كه پروازم موفقیت‌آمیز بوده باشد باز مقداری غمگین هستم چون احساس می كنم هنوز آنطور كه باید خالص نشده‌ام تا مورد قبول دعوت خدا قرار بگیرم.

دستنوشته شهید شیرودی

من یك سرباز ساده مكتب اسلام هستم كه هنوز نتوانسته‌ام خودم را در حد كمال قرار بدهم. شاگرد هیچ مكتبی نیستم فقط شاگرد اسلام نه ملی‌گرا و نه و هیچ‌مكتب در اسلام ما فقط می‌توانیم یك سرباز ساده باشیم تا روزی كه به شهادت برسیم در آن روز خداوند بزرگترین درجه افتخار را به من عنایت می فرمایند. برای من مكان فرق نمی‌كند حتی در درون خانه‌ام اگر كسی بخواهد علیه اسلام حرف بزند قیام می‌كنم با او مقابله می‌كنم. برای من شهر مكان و خانه مطرح نیست اسلام مطرح است.




برچسب ها: ولایت، شهادت شهید شیرودی،
[ سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 ] [ 11:45 ق.ظ ] [ کانون فرهنگی و هنری مسجد قائم آل محمد (عج) رابط خواهران ]